صبحِ‌دل‌انگیز

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
پلی می‌شود؛  - آخر من و به بـاد داد، رویای باز اومدنت.. چه می‌گوید مگر که این همه، به دور دوووورها پرت می‌شوم؟ دنیا در دو ثانیه تبدیل به سطل زباله‌ی سایز کوچک می‌شود و تمامِ تمامِ تمامِ خاطرات، حرف‌ها، رویاپردازی‌ها و علایقم مچاله
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
برای خیال‌ش شعر خواندم ؛ - هر لحظه دارم غرق‌تر میشم تو عمقِ چشمایی‌ که آبی نیست !من مست میشم تو شب موهات، با اینکه موهاتم شرابی نیست.. خیال‌ش اما مثلِ همیشه می‌خندید و با صدای گرفته و دلبرانه‌اش می‌گفت؛ - این و یه مرد باید بر
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
تنهاییِ این روزهایم زمانی بیشتر خودش را نشان میدهد که حتی به تعدادِ انگشتانِ یک دست هم کسی را ندارم تا برایش دعا بخوانم و آرزوهای خوب‌خوب کنم.. این تنهایی عمیق‌تر می‌شود وقتی می‌دانم من در دعاهای کسی نخواهم بود! اما این عمق دیگر برای م
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
یک هفته‌ای می‌شود که هوس سیب‌زمینی‌قارچ‌وپنیر کرده‌ام! اما حقیقتا این هوس آنقدر شورانگیز و زیاد نیست برایم که بخواهم آن را برطرف کنم! پس می‌گذارم همین‌طور ادامه پیدا کند تا اینکه مثلِ همه‌ی چیزهایی که باید اتفاق می‌افتاده و نیفتاده؛ فراموشم
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :

یک نوشته‌ی کوتاه..

یک شب، وسطِ گریه‌ها با بغض‌هایت ؛ بمیــــر.. بمیــر.. بمیـر.. بمیر..
و ،
باز هم بمیـــــــــــر ..
.
.
.

+ تاريخ یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۶ساعت 3:21 نويسنده +


نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها : نوشتهی,
یک چیزهایی هست که نمیدانی و چیزهای زیادی هست که می‌دانی در صورتی که نباید می‌دانستی.. اگر می‌گفتم که حرفت را بد گرفتم، احتمالا قرار بود مثلِ همیشه بگویی؛  - من از حرفایی که میزنم منظوری ندارم!  اما هر چه تلاش میکنم نمی‌توانم شکافی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها : بهعقب،,

بله بگو خوبِ من..

وَ بعد..
خنده ات به یادم آمد
گفتم که:
اگر بودی،
باز دوستت می‌داشتم!
جمال ثریا این را می‌گوید..
و بعد،
من، یادِ "بله" گفتن‌هایت افتادم،
گفتم که اگر بود، هنوز دوستش می‌داشتم.. 
باز دوستش می‌داشتم..
همانطور که تمامِ این زمان‌های نبودش..

+ تاريخ یکشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:20 نويسنده +


نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
حقیقتا صمیمیت را؛ در یک بشقاب غذا خوردن و دانستنِ قیمتِ ارزان‌ترین لباس و وسیله و پوشیدنِ لباس یک‌دیگر و دانستنِ تک تک رازهای هم‌دیگر، میدانید ؟! درست هم فکر می‌کنید.. اما من جورِ دیگری هم فکر میکنم!  صمیمیت از دیدگاهِ من این است که؛ ب
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها : صمیمیت,
منتظر بودن را دوست نداشته‌ام هیچ‌وقت، رفته رفته کسل و خسته و بی‌حالم می‌کند، چند وقتی می‌شد که احساس کرختیِ رابطه‌ام با تِ تشدید دار را حس میکردم، سعی به ندیدن کردم و خب.. موفق هم بودم، اما وقتی احمق فرض می‌شوم، حوصله‌ی مهربان بودن و درک‌من
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها :
صُبحی‌ست دل‌انگیز، می‌پرسید چرا؟! خب به این خاطر که از پیاده‌روی برگشته‌ام، و خارج از بحثِ شعاری بودنِ این جمله، به عنوان یک آدم تنبل که یکی از نقطه‌ضعف‌هایش خواب است باید بگویم که؛

-  سحرخیز باشید تا کام‌روا شوید.. 


برچسب‌ها: از سری خوشی‌های کوچک
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 ساعت: 12:36
برچسب‌ها : صبحِدلانگیز,